مبارزات
دانشجویان در۱۸تیر ۱۳۷۸ودرسهای آن!

امیر
جواهری لنگرودی
amirjavaheri@yahoo.com
۱۲تیر ۱۳۸۷
شکست اصلاح
طلبی با حادثه هیجدهم (۱۸) تیر پیوندی عمیق وفراموش ناشدنی در تاریخ مبارزات ایران
داشته و دارد. بعبارتی دیگر، جنبش تیر ماه دانشجویان
ایران ، اولین حرکت وخیزش مهم برعلیه اصلاح طلبان و خیانت آنها بود، که راًس حکومت
را مورد تهاجم قرار داده بود . این حرکت هرچند
فورانی از پائین بوده و لی با سا زش بالائیها و سرکوب آنان روبرو شد . تاریخ مبارزات دانشگاههای ما در ۵ دهۀ گذشته، همواره هم علیه استبداد و هم علیه سیاست های
مداخله جویانه کشورهای معظم سرمایه داری بوده است .
۱۶
آذر ۱۳۳۲ تبلورمقاومت تاریخی دانشجویان در برابر کودتا
گران امپریالیستی و درباریان فساد پرور پهلو ی ها بود . عمق مبارزات اواخر دهه ۴۰ و دستگیری های وسیع و پر شمار طرفداران مبارزات مسلحانه در درون و برون
دانشگاه نطفه بسته بود. فزون بر آن، جانمایه انقلاب ۵۷
نیز در میدان دانشگاه و دانشگاهیان جای
ویژه داشته است و بیهوده نبود که بخشی از طرفداران خمینی نیز با بست نشینی در نماز
خانه دانشگاه تهران ، زمینه معرفی نهضت او را به دانشجویان مسلمان و مردم باز
شناساند و خمینی نیز بعد از قیام بهمن ، با گزینش طالقانی به امامت نماز جمعه ،
صحن چمن دانشگاه را مصلی نمازگزاران گرداند و با صحنه سازی های "انقلاب
فرهنگی" ، هر نیروی دگر اندیشی را از دانشگاه بیرون راند، تا جای پای خود را
سفت گرداند و بر مراد خویش سوار گردد.
صورت مسئله این واقعه، برای
درس آموزی از آن را در پی نوشت یک تاریخچه کوتاه به این شکل می توان نوشت :
روزجمعه ۱۸ تير ۱۳۷۸، دانشجويان كه با تجمع و راهپيمايى در برابر توقيف روزنامه
سلام به اعتراض برخاسته بودند، نيمه شب در خوابگاه خود با نيروهاى ضربتى حكومت رو
برو شدند كه درب اطاقها را شكسته، وسائل و كتابهاى دانشجويان را بهم ريخته و پاره
كرده، دانشجويان بى دفاع را با مشت و لگد و اسلحه گرم مضروب و مجروح كرده و شمارى
از لباس شخصی ها با ذكر "مولاى ما حسين، اين هديه را از ما بپذير" ،
دانشجويان را از طبقات بالاى ساختمان به پائين پرتاب كردند كه در نتيجه تعدادى از
جمله عزت ابراهيم نژاد جان باختند و گروه بزرگى روانه بيمارستانها شدند. بدنبال شب
خونين ۱۸ تيرماه، در تهران طی شش روز، نيروهاى مبارز جوان به گردهمايى
آزاديخواهانه خود ادامه دادند و مردم كوچه و خيابان به پشتيبانى از دانشجويان بى
دفاع شتافتند. تا روز ۲۳ تيرماه هر روز تظاهرات اعتراض آميز گسترده مردم ادامه
داشت. شعارها و خواستهاى آنان از رسيدگى فورى به حمله شبانه به خوابگاه و محكوم
كردن مهاجمان، تا به چالش طلبيدن کل حاکمیت را در بر می گرفت. وزیرعلوم استعفاء
داد و مجلسیان و نیروهای چندی از حاکمیت و به ظاهر اصلاح طلب در برابر اجتماعات
دانشجویان در کوی و صحن دانشگاه حاضر شدند و آنانرا به آرامش و مذاکره فرا
خواندند. درخارج کشور نیز نیروهای مدافع اصلاح طلبی در جمهوری اسلامی ایران، در یک
کُر واحد ، درکنار فعالیت سایت ها و وبلاگ ها ، رسانه ها و نشریات خویش ،
سازماندهی سیمنار ها و نشست های بیشمار، تحرکات دانشجویان را تند روی و رودررویی
با پیامبراصلاحات بیست میلیونی " محمد خاتمی" و دولت او و در برابر
دستگاه ولایت ، ارزیابی می کردند . اما در برابر آنچه در تهران می گذشت، وقايع
مشابه اى در تبريز، اصفهان، مشهد، شيراز، اهواز ،كرمان ، رشت و کردستان رخ داد .
دستگیری ها و زخميهاى فراوانى از خود بر جا ی نهاد.... در اين ميان ، رئيس جمهور
حكومت اسلامى محمد خاتمی به عنوان ریاست شورای امنیت ملی، فرمان سرکوب صادر کرد و
دانشجويان تجمع کننده در کوی دانشگاه و مردم حامی آنان را اراذل و اوباش خواند و
وزراى مستعفى، استعفاهاى خود را پس گرفتند. رژيم
تاریک اندیش ديگر بار كنترل را بدست گرفته و هزاران تن را بازداشت و روانه
زندان ها نمود ... این روز در تاريخ ايران به عنوان يك روز سياه در كارنامه رژيم
اسلامى و مدعیان اصلاح طلبی نظام ثبت شده است.
خامنه ای که
ابتداء بر زبان رانده بود ؛ اگر عکس ام را پاره کردند ، شما از کوره در نروید . به
یکباره شمشیر از رو بست و همه قوای سرکوب را دعوت به ایستادگی و مقابله در برابر
دانشجویان نمود. ایستادگی و مقاومت دانشجویان را به عوامل بیگانه نسبت داد. متعاقب
چنین موضعگیری ، رژیم در پایگاههای خود که به نام دانشجو راه اندازی نموده بود،
ادعا کرد : " شنیدههای خبرنگار شریف نیوز – پایگاه خبری و تحلیلی
دانشجویان ایران - حاکی از این است که «مایکل لدین» از نومحافظه کاران مشهور
آمریکا، عضو شورای روابط خارجی و از طراحان جنگ آمریکا علیه عراق، اخیرا
گفته که در زمان ۱۸ تیر در ایران بوده است. لدین همچنین گفته: ما از نزدیک
این جریان را هدایت میکردیم. "
این گونه جعل حوادث و رویداد ها در طی سه دهه
حاکمیت کم نبوده ونیست. هر جا که بقول معروف " کفگیر به ته دیگ " می
نشیند ، پای آمریکا ، اسرائیل، اجنبی و سازمان های کمونیستی به میان کشیده می شود
تا رودررویی با مبارزین را برای بسیج توده بی شکل و قواره خویش، توجیه نماید .
رفسنجانی در نماز جمعه ، فرود " عمود خیمه نظام " را بهانه بسیج
نمازگزاران ساخت تا کرور کرور دانشجویان را دستگیر کنند و مبارزات آنان و خواسته
هایشان را بیش از پیش سرکوب نمایند! ولی آیا صورت مسئله را باید در سطح همین تاریخ
نگاری چند سطری دید؟ پاسخ روشن است : نه !
امروزوقتی شعارهای هیجده
تیر را در برابرخود می نهیم و به آن نگاهی می اندازیم ، با حجم مطالباتی روبرو می
گردیم که ازآنروزتا امروز ازجانب حکومت گران پا سخ نگرفته است. نه دولت خاتمی با
ادعای اطلاح طلبی اش به آن خواسته ها پاسخ گفته و نه احمدی نژاد به لحاظ ماهیت و
سرشت خود پاسخگو می تواند باشد.
حادثه جمعه ۱۸ تير ۱۳۷۸، برون فتادن خشم خفته آن نیروی عظیم اجتماعی یعنی
دانشجویان و جوانان دختر و پسری بود که در از درون کوره انقلاب بهمن 1257 گذر کرده
بودند، و اکنون خود قربانی ، نتایج حکومت سرمایه داران پاسدار دین شده بودند.
نیروی جوان
دانشجویی که در " انقلاب فرهنگی " رژیم و در کشاکش رودررویی با حاکمیت
خود کامه، به منتهی الیه جامعه رانده شدند و دفاتر، نشریات و فعالان خود را دراین
رودررویی نا برابر از دست داد ند و تا حدی زیر زمینی و زندانی رژیم تازه به قدرت
رسیده گردیدند.
گشایش دیگر
باره دانشگاهها پس از "انقلاب فرهنگی" رژیم و غلبه نیروهای حراست و حزب
اللهی و انجمن های دست ساخت آنان نیز نتوانست ، دانشجوی دختر و پسر بر آمده از متن
انقلاب را که تازه از صافی فیلتر دهها پرسش و پاسخ و گزینش رها گشته و بدرون
کلاسهای درس راه یافته و با سیاست جدا سازی و دهها نوع فشار دیگر ، بظاهر تحت
کنترل قرار گرفته بودند ، خاموش سازد.
آنچه در جنبش دانشجویی ایران برجسته است ، خواستگاه چند وجهی نیروهای درون آن
در همسویی با خواسته های چند وجهی
کل جامعه است . از دانشجویان وقتی
شعار تغییر مدیرست را می شنویم ، در واقع عنصر جابجایی نماینده دستگاه حاکمیت را
می بینیم. وقتی دانشجویان، صحن دانشگاه را از نیروی نظامی تهی می خواهند ، یعنی
اخراج نیروی حراست و اطلاعات و پایان دادن به پادگانی کردن دانشگاهها را می طلبند
، وقتی بر علیه جدا سازی کلاسها و فشار بر متحد الشکل کردن دختران در برابر پوشش
اجباری شاهد شعار و مبازره دانشجویان هستیم ، بدین معناست که تقابل با آپارتاید و
نابرابری جنسی و تلاش در حهت برابر حقوقی دختران و پسران را شاهدیم .
آنجا که دانشجویان شعارهای برابری
ملیت ها و اهمیت زبان و شناسایی آن را در سطح دانشگاه های کردستان ، آذربایجان و
خوزستان و غیره را سر می دهند ، به امر برابری حقوقی ملیت ها می اندیشند و به
اتحاد داوطلبانه تمامی دانشجویان در کنار هم و ارزش همسانی نیروهای خود فکر می
کنند و در تقابل با جداسازی های کاذب قدم بر می دارند.
آنجا که در مقابل خصوصی سازی دانشگاه و گرانی واحد ها ی درسی شعار بر زبان می
رانند ، با سیاست های کلان سرمایه داری و سیاست های نئولیبرالیستی رژیم به چالش بر
می آیند، آنجا که شعار حمایت و پشتیبانی از مبارزات کارگران را سر می دهند ، در
واقع دفاع از پدران و مادران زحمتکش کشور را، هم سرنوشتی بخش قابل توجهی از
دانشجویان با کارگران و دفاع از مطالبات آنان را معنی می بخشند. همه این خواست ها
، شعارهای حداکثری و حداقلی دانشجویان را
با خود به همراه دارد. این سطح شعارها،
بنوعی در نزدیکی و همراهی با شعارهای عمومی جامعه و جنبش های اجتماعی نیز
تلقی می گردد.
مهم این است که دانشجو در نبرد
نابرابر خود با دستگاه عریض و طویل و خون چکان حاکمیت استبدادی ، بتوانند رابطه
واقعی این دو سطح خواسته ها (صنفی و سیاسی ) را پیدا کند و انطباق واقعی این خواست ها را در قبال شرایط موجود و ایجاد
رابطه منطقی با آنرا به سطح بیان واقعی
شرایط موثرجنبش اجتماعی و مطالباتی در کل جامعه بدل ساخته و سازماندهی کارزار
سراسری مبارزات خویش را با استقلال عمل تشکلات خویش پیوند دهند.
بررسی قابل تامل در امر درس آموزی از آنچه طی دهسال گذشته تا به امروز در
برابر ماست ، حادثه ۱۳ آذر گذشته است . نکته اساسی این جاست ؛
اگر خواسته ها ی دانشجویان تا حد زیادی مشترک است ، اگر نیروی دانشجو چند گانه است
، اگر ما با دانشجویان لائیک ، نیمه لائیک ، مذهبی ، چپ ، سوسیالیست ، لیبرال ،
سوسیال دمکرات ، رادیکال ، مبارز ، آزادی خواه و برابری طلب ، میلیتانت ، اتحاد
چپی و غیره بشکل واقعی روبرو هستیم که
هستیم ، پس باید واقعیت چند گانه گی و پلورالیسم را بپذیریم .
در برابر خواسته های مشترک ، محترم
شمردن اختلافات و رسمیت دادن به سطوح معین این چند گانگی ، به زیر پرچم خود
نکشاندن دیگران ، خود را از کل جنبش اعتراضی و مطالباتی جدا نساختن ، به رسمیت
شناختن تریبون ها ، مصادره نکردن مبارزه دیگران ، و برسمیت شناختن سطوح مختلف
فعالیت ها و تدارک تنوع سازمانیابی و دوری گزینی از پراکندگی ها و غیره و غیره ،
پاشنه آشیل به زانو در آوردن رژیم حاکم می باشد .
یادمان نرود در تمامی سطوح مبارزات موجود در
درون و برون کشور ، اقتدار رژیم از پراکندگی و گسست در مبارزات ما ست . غلبه بر
پراکندگی و بیرون راندن نا راستی ها و نا صواب ها، رژیم را ورشکسته تر از آنچه که
هست ، در برابر توده مردمان جامعه ما جلوه داده و راه پیشروی آنان را در رودررویی
با کلیت نظام، ممکن می سازد. آنجا که دوری گزینی از نا راستی ها صحبت به میان
کشیدم ، توجه ام بیش از پیش ، به سخنگویان نا لایقی است ، که بزعم خویش، بعد از
دوره ای بر خر مراد سوار می گردند و بر چشم
دانشجویان و دیگران خاک می پاشند و خود را وارث بر حق جنبش
وسخنگوی آنان قلمداد کرده و با توسل به منابع گروه های طرفدار نظام پادشاهی، یا سر
از رسانه هایی درمی آورند که تنها راه علاج ایران را حمله نظامی می دانند یا تحریم
اقتصادی کشور را، معجزه رهایی می نامند. اگر براستی این نیمه راهان، در متن قیام دانشجویی بودند، پس چگونه است که برخی از
آنان به یکباره این چنین تغییر عقیده داده اند تا موفق گردند بر بارگاه بوش و
خاندان پهلوی بار عام یابند.
مبارزات بر خاسته از درون دانشگاه های ایران، بویژه در
طول دهه های گذشته، نشان داده است، که مبارات حق طلبانه دانشجویان، به مثابه میزان الحراره ی دقیق سنج ، باز شناخت سطح پیشروی مبارزه در جامعه ایران را تا حدودی
نمایندگی می کند. زدودن پراکندگی ها ، ایجاد پیوند سراسری در خود جنبش دانشجوئی از
طرفی و از طرف دیگر، پیوند خوردن این جنبش با
تحرکات اجتماعی موجود و بویژه با
مبارزات زنان و تمامی نیروی طبقاتی کارگران ، توده ای ساختن خویش در قبال
سازمانیابی و رفتن به درون جامعه و اعماق ، پیشروی و عقب نشینی بهنگام ، درسهایی
لازمی ایست ، که در تکوین مبارزاتی این دوره در برابر همگان قرارگرفته است .
۱۲ تیر
۱۳۸۷
برگرفته از نشریه راه کارگر شماره ۳۳۷