بمناسبت نوزدهمین سالگرد ترور دکتر قاسملو
چند
روز پیش مصاحبه کوتاهی با یکی از مسئولین سایت اینترنتی پیشمرگه در رابطه با . 19
سالروز ترور زنده یاد دکتر قاسملو توسط تروریستها جمهوری اسلامی ایران درقبای دیپلمات
داشتم، ولی چون قصد مسافرت به نروژ درپیش بود، با عجله وخیلی کوتاه به پرسشها پاسخ
گفتم که سایت پیشمرگه آن را درج کند. اکنون که کمی بیشتر وقت یافته ام، لازم
دانستم قبل ازاین که آن را برای دیگرسایتها ارسال کنم، پاسخ به بعضی از پرسشها را
بیشتر توضیح دهم.
1/
آغاز آشنائی شما با شخصیت دکتر قاسملو چگونه بود؟
در
واقع من افتخار دیدار با دکتر قاسملو را در زمان حیاتش بدست نیاوردم، اما در
سالهای ورودم به آلمان و فعالیتم در کنفدراسیون
دانشجویان ایرانی مقیم این کشور، در باره ایشان فراوان شنیدم. در آن ایام که بحث
بر سر جنبشهای ملت کرد علیه دیکتاتوران منطقه می شد، جمع زیادی از دانشجویان فعال ایرانی به کردهای
آنجا امید بسته بودند و می گفتند که انقلاب باید از کردستان آغاز شود. در آن برهه
از زمان، گرچه زنده یاد جنرال بارزانی در مرکز ثقل سیاست جهانی و مسئله کردها قرار
داشت، اما دکتر قاسملو، کرد ایرانی، که چند سالی بود از یکی از قدیمی ترین
دانشگاههای جهان، یعنی دانشگاه پراگ فارغ التحصیل شده بود واقدام به گردآوری نیروی
فعال و باز سازی حزب دمکرات کردستان ایران می کرد، اغلب نامش بر سر زبان ها بود و
برخی از کرد شناسان ایرانی و خارجی می گفتند که بیش از بیست سال است، کردهای
ایرانی یک فعال سیاسی و معتقد به راه مبارزه کردها برای تحقق بخشیدن به کسب حقوق
خویش، مانند دکتر قاسملو را بچشم ندیده اند. من کرد، از جنوب کردستان ایران خیلی
کنجکاوانه می خواستم بدانم که این شخصیت فارغ التحصیل کیست که می خواهد حزب زنده
یاد قاضی محمد را باز سازی و مجددا از نو سازماندهی کند؟ سری به کتابخانه دانشگاه
زدم و جستجو کردم. عاقبت کتاب کردستان و کرد اورا به دست آوردم و شاید آن دومین
کتاب به زبان انگلیسی بود که کامل و با دقت خواندم. اگرچه به جمهوری کردستان که در
رؤیاهای من جائی داشت، زیاد نپرداخته بود، اما بنظر من و بدون اغراق تا به امروز
این کتاب دکتر قاسملو اولین کتابی است که اوضاع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و تا
حدودی تاریخی کردستان بطور کلی و کردستان ایران را بطور اخص از یک دید اکادمیک و درست
بررسی کرده است. پس کار اکادمیک این بازساز حزب دمکرات کردستان ایران، نخستین معرف
شخصیت برجسته ایشان بعنوان یک کرد سیاست مدار بعد از بنیانگذار حزب دمکرات کردستان
ایران، برای من بوده و هست.
2/
به نظر شما قاسملو کی بود و یا چه شخصیتی داشت؟
تا
آنجائی که می شود قضاوت کرد، متأسفانه اکثر ما خاورزمینی ها به شخصیت های نامدار در سرزمین
خود در زمان حیاتشان زیاد اهمیت نمی دهیم. اما بعداز آنکه آنها از دست رفتند، می
فهمیم که چه ازدست داده ایم. من 19 سال پیش چند روز پس از ترور دکتر قاسملو، در یک
مصاحبه کوتاه رادیوئی که در شهر کارلسروحه داشتم، درپاسخ به یک پرسش گفتم: که جنبش
کردهای ایران یک ضربه کاری خورده است و شاید سی سال دیگر طول بکشد، تا یک قاسملوی
دیگر از بطن جنبش برخیزد و در رأس آن قرار گیرد. پس بیان اینکه قاسملو کی بود و
ازکجا آمده بود، بسیار ساده است. او یک فئودال زاده کرد بود که درد جامعه خود را
بهتر از هر کرد دیگری درک کرده بود. او با آگاهی به این که راه پر مخاطره ای را
برگزیده است، با سر بلندی و اعتقاد راسخ به مبارزه برای کسب حقوق حقه مردم، به آن
راه تا پای جانش رفت. دکتر قاسملو همانند همه انسانها، دارای نکات ضعف و نکات قوت
هم بود. یکی از محبوبیتهای دکتر قاسملو در میان رزمندگان ملیتهای گوناگون، آن بود
که هیچگاه و یا به ندرت در نوشته ها و سخنرانیهایش از واژه های توهین آمیز استفاده
می کرد. آن کسانی که دراطرافش بوده اند و یا نوشته هایش را خوانده اند، بدون شک
براین ادعا صحه می کذارند. در عالم سیاست، در سطح جهان، بوده اند شخصیتهائی در
عرصه مبارزه که به ندرت دشمنان و یا مخالفان سیاسی به خود اجازه داده اند، به آنها
بد بگویند و یا توهینی روا دارند. از میان این چنین شخصیتها، می توان از مهاتما
گاندی، جواهر لعل نهرو، سالوادور آلینده، دکتر مصدق، قاضی محمد، نیلسون ماندلا
ودهها شخصیت نامدار دگر نام برد. بدون اغراق زنده یاد دکتر قاسملو درردیف این
شخصیتها قرار داشت و یک سیاستمدار برجسته در سطح بین المللی بود.
3/
همان گونه که اطلاع دارید 13 ژوئیه امسال 19 سال از ترور رهبر لایق و شایسته
حزب دمکرات کردستان ایران، دکتر قاسملو به دست دیپلمات های تروریست جمهوری اسلامی
ایران می گذرد، در آن روز می توانم بگویم که ضایعه و لطمه ای بزرگ به ملت کرد وارد
آمد. شما بعنوان یک شخصیت سر شناس کرد، در باره آن واقعه و اعمال رژیم چگونه تجزیه
و تحلیل می کنید؟
آن طور که در پاسخ به پرسش دومتان عرض کردم، در این
واقعه غم انگیز ملت کرد شخصیت سیاسی ای را از دست داد که واقعا سی سال پیشبرد جنبش
را به عقب انداخت. دشمن ملتها، دقیق حساب وکتاب خودرا کرده و می کند و خوب هم می
دانسته و می داند که در کجا و برای چه باید آبرویش را سرمایه گذاری کند؟ بنا براین
جمهوری اسلامی ارزش آن را می دید که شرف و آبروی خودرا درسطح جهان ببازد، اما رهبران مردمی جنبشها، مانند دکتر
قاسملو را ازمیان بردارد تابتواند، کمی بیشتر به عمر نا میمون حکومت خویش
بیافزاید. سیاست و هدف دکتر قاسملو آن بود که مسئله کرد در سرا
سر منطقه از طریق دیالوگ و صلح آمیز حل شود. بدون اغراق ایشان پیش تر از هر
سیاستمداری در زمان خود به آن نتیجه رسیده بود که راه حل نظامی به جز کشت و کشتار
از دو طرف، نتیجه ای ندارد و بسود
خلقهای غالب و مغلوب در منطقه هم نیست.
بنا بر این باید به دنبال چاره ای گشت که از طریق بحث و گفتگو و ارائه دادن راه
حلهای دمکراتیک برای کسب حقوق مساوی بین ملتهای ساکن یک سر زمین، قدمهائی برداشت
که به نتیجه منطقی برسد. بهمین دلیل او حاضر شد حتا جان خود را به خطر بیاندازد و
با نمایندگان جمهوری اسلامی تروریست پرور، سر میز مذاکره بنشیند. از آنجا که
ناسیونالیستهای کور در قبای آخوندی و نیروهای ارتجاعی می دانند، حق با ملیتهای
ایران است و آنها راه در رو دیگری در برابر منطق ندارند و خودرا در بن بست سیاسی
می بینند، بنا براین به نیرنگ و ترور متوصل می شوند. البته پیش و پس از ترور دکتر
قاسملو هر کسی را که تشخیص می دادند، برایشان خطر ناک است، ترور می کردند. چیزی که
برای من و هزارها دمکرات و آزادیخواه دیگری در جهان قابل فهم نیست، موضع برخی از رهبران اروپائی است که خودرا مدافع حقوق
انسانی و دمکرات می دانند، ولی در قبال جنایتکاران جمهوری اسلامی که در خاک آنها
مخالفان سیاسی خودرا در روز روشن ترور می کند و با وصف اینکه برخی از تروریستها در
چنگ آنها به دام می افتند، اما با زیر پا گذاشتن ابتدائی ترین اصول دمکراتیک و
حقوق بین المللی این تروریستها را رها می کنند که منافع اقتصادی خودرا بخطر
نیاندازند! نمونه بارز آن رهبران اطریش و آزاد کردن تروریستها در وین و یا دنبال
نکردن دستگیری و محاکمه قاتلان شاپور بختیار در فرانسه و غیره .
4/
دکتر قاسملو تا چه حدی توانست نقش مثبتی درشناسائی ملت کرد به جهانیان داشته
باشد؟
در
واقع محققان، ملت شناسان و سیاستمردان جهان تا اواسط قرن نوزدهم هویت کرد را اغلب
از دریچه دید کارل مای رمان نویس آلمانی ملاحظه می کردند، یعنی "ویلده
کردستان (کردستان وحشی یاکوهستانی)". جنبشهای پراکنده ملت کرد در قرن نوزدهم،
مردمان جهان را بخود آورد که یکی از قدیمی ترین ملتها که در سطح جهان حق و حقوقش
پایمال می شود، همین ملت کرد است. جنبشهای خلق کرد تا اواسط قرن بیستم در هرچهار
بخش از کردستان در تداوم این شناسائی نقش برجسته ای داشتند که جنبش قهرمانانه شیخ
سعید پیران، سید رضا درسیمی، شیخ محمود برزنجه ای، جنرال بارزانی و برای اولین بار
در تاریخ خلق کرد، بر پائی جمهوری کردستان توسط زنده یاد قاضی محمد بنیانگذار حزب
دمکرات کردستان ایران، اوج این شناسائی ملت کرد، بپاره ای از مردمان مترقی جهان
بود. ما همه می دانیم که بعد از پایان جنگ جهانی دوم و سرکوب وحشیانه جمهوری
کردستان و آغاز جنگ سرد، حزب دمکرات کردستان نیز از هم پاشیده شد و همین خواست
نیروهای ارتجاعی درمنطقه و حامیان آنان درجهان بود. درسالهای هفتاد نقش دکتر
قاسملو به عنوان یک شخصیت برجسته نه فقط در باز سازی این حزب چشم گیر بود، بلکه
فعالیت و جان فشانی ایشان، در خدمت به تداوم
شناسائی حزب و ملت کرد در ایران، به جهانیان به صورت مدرنتری قرار گرفت.
دکتر قاسملو بود که راه را برای شرکت نمایندگان حزب و ملت کرد در نشستهای سوسیال
دمکراتها درسطح جهان هموار کرد. زنده یاد دکتر قاسملو بود که بعضی از رهبران بر
جسته و عالی مقام کرد ازجمله مام جلال، رئیس جمهور کنونی عراق را به جامعه
سوسیالیست بین المللی معرفی نمود. بدینوسیله او توانست در شناسائی هر چه بیشتر ملت
کرد به جهانیان نقش عمده و سازنده ای داشته باشد.
5/
نظر شما درباره این جمله چیست که درباره دکتر قاسملو بکار می گیرند. "معلم
دمکراسی"؟
باز
هم اگر اغراق نکرده باشم، قاسملو اولین رهبر یک حزب مدرن در کردستان بود، که کوشید
به آموزش سیاسی پیشمرگان بپردازد. او به درستی می دانست که شکست جنبش های ملت کرد
به دلیل نداشتن برنامه درست برای مبارزه درسطح رهبری، نداشتن کادرهای تربیت شده و
فعال حزبی، نا آگاهی وسیع در میان مردم کرد و نداشتن اتحاد بین آنها است. بهمین
دلیل کوشید با امکانات بسیار کمی که در اختیار داشت به کادرها و پیشمرگان آموزش
الفبای دمکراسی بدهد. شما حتما می دانید که در زمان زنده یاد قاضی محمد تعداد
روشنفکران واقعی کرد از تعداد انگشتان دست هم خیلی کمتر بودند. در واقع آن گاندی
خاور میانه (زنده یاد قاضی محمد) آغازگر گسترش آموزش در سطح کردستان تحت حکومتش
بود. اما ارتجاع به عمق این مسئله (توجه به آموزش) پی برده بود و می دانست گسترش
این کار برای آینده آنها خطر ناکتر از بمب اتمی است. بهمین دلیل به آن مهلت ندادند
و با تأسف باید گفت، عمر جمهوری کردستان و قاضی محمد هم با حمله ارتجاع بقاء نکرد
که به آموزش تازه آغاز شده ادامه داده شود. بیست سال بعد هنگامی که دکتر قاسملو
سکان قایق نیمه شکسته حزب را دردست گرفت و بویژه در سالهای اخیر در چار چوب برنامه
آن با همت او بود که بر تعداد روشنفکران حزبی افزوده و افزوده تر می شد. دقیق همین
کار دشمن را به وحشت انداخت، لذا سر به نیست کردن اورا بهر قیمتی خواستار شد. پس
بحق قاسملو معلم دمکراسی لقب گرفت.
6/
آقای دکتر گلمراد محترم، آن حزبی که قاسملو رهبری می کرد، بعد از شهید شدن
ایشان تغییر و تحولات زیادی در آن بوجود آمد، همانگونه هم اکنون که همه آگاهند، می
بینیم که پیروان قاسملو راه مبارزه خودرا از هم جدا کرده اند، تا جائی که (یا به
شیوه ایکه) در برابر هم ایستاده اند (قرار گرفته اند). شما به عنوان یک نویسنده و
روشنفکر و شخصیتی شناخته شده در کردستان ایران چه گفته یا پیشنهادی برای رهروان
راه قاسملو دارید؟
در
این باره صحبت کردن برای من درد آور است، زیرا من هیچگاه نخواسته و انتظار نداشتم
که دست به عملی دشمن شاد کن، بزنیم. در واقع انشعاب حزب به دو بخش اگر هم هیچ
خصومتی بین این دوشاخه حزب وجود نداشته باشد، باز هم و با این توصیف دشمن شاد می
شود و این خواست هیچ کردی در سطح جهان نیست. حالا امکان دارد گفته شود که انشعاب
در همه احزاب هست و این یک امر طبیعی است. من تاحدودی این گفته را درمورد احزاب
ملتهای حاکم تأیید می کنم، اما نه برای احزاب کردی و آذری و غیره. من حتا از
انشعاب کومله هم ناراحت شدم و بر عاملین آنها که غیر کرد هم بودند، نفرین فرستادم.
ما کردها مشکل بزرگ تر و بغرنج تری از انشعاب داریم و آن کوشش برای احقاق ابتدائی
ترین حقوق ملت کرد است. پس انشعاب کسب این حقوق را به تعویق می اندازد. بنظر من
این کار زیاد درستی نیست. من در پیام به کنگره چهاردهم به هردو شاخه حزب نطر خودم
را نوشته ام و عاجزانه تقاضا کرده ام که در کنگره جداگانه ازهم، کوشش شود قدمی در
راستای اتحاد مجدد و اگر نشد، حد اقل دوستی و همپائی بین دو شاخه بعمل آید.
پیشنهاد من آنست که نگذاریم خون قاسملوها و شرفکندیها بهدر برود و به این عمل
اتحاد مجدد دست بزنیم. برای این کار ازطرف رهبری هردو شاخه حزب از خود گذشتگی و
فداکاری لازم است. مطمئنا آن رهبرانی که آغازگر پاسخ مثبت به این پیشنهاد باشند،
نه اینکه نباید نکته ضعف خود بدانند، بلکه اطمینان داشته باشند که نامشان به نیکی
در قلب توده های کرد و در تاریخ کردستان ثبت خواهد شد.
7/
آخرین پیامتان یا آخرین صحبتتان چیست؟
آخرین
عرایض من رو به جوانان غیور کردستان، دختر و پسر کرد است. شما باید بدانید که سر
نوشت ملت کرد و آینده کردستان در دست شماها قرار دارد. جهان امروز جهان پیشرفت
ملتها است. اگر شما فعال نباشید، بدون شک ملت ما درجا خواهد زد و بهدف والای خود
نخواهد رسید. ما اعتقاد داریم که دکتر قاسملو و دکتر شرفنکندی و هزاران پیشمرگه
دیگر جان خودشان را در راه آزادی ملتمان دادند. آنها راه را برای نسل بعداز خود
هموارتر کرده اند و ما بازماندگان باید از این تجربیات گران و قیمت سنگینی که ملت
کرد برای آزادی خود پرداخت کرده است، حد اکثر سود را برای رسیدن به آن آرمان والای
جانباختگانمان، ببریم. عزیزانم، هر اتفاقی در جهان رخ دهد، به ما مربوط است و
نباید از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنیم. زندگی بهر قیمتی کردن شایسته انسانها
نیست. موفق باشید.
هایدلبرگ،
آلمان فدرال 8 ژوئیه 2008
دکتر گلمراد مرادی
Dr.GolmoradMoradi@t-online.de