انجمن اسلامی
دانشگاه آزاد مشهد:
شب رفتنی است
خبرنامه
امیرکبیر: انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد مشهد (دانشکده حقوق و علوم سیاسی و
زبان های خارجه) در بیانیه ای به بازداشت دانشجویان دانشگاه آزاد در تهران و
بازداشت دیگر فعالین دانشجویی اعتراض کرد. متن این بیانیه به شرح زیر است:
در طول
تاریخ بارها اندیشه ی انسان، جایگاهش را ارتقا داده و متقابلاً بارها او را از اوج
به حضیض کشانده. گویی این قانون درباره ی طبیعت همه ی انسانها و سرشت و فطرت همه ی
اهالی این کره ی خاکی صدق می کند
و انکار ناپذیر است و تنها تفکر است که در تاریخ می ماند.
حاکمان و
دولتمردان، خوب و بد می آیند و می روند، اعمال و افکارشان باقی می ماند و تاریخ
تنها به قضاوت می پردازد که چگونه عده ای زیر چکمه انتقاد و خرده گیری له می شوند
و عده ای به اوج می رسند و همین تاریخ اثبات می کند که بسته به نوع نگرش و منافع
حاکمیت، در هر دوره چگونه ارزش هایی شکل
گرفته و آرمان هایی سرکوب شده است.
در هر دوره
حکومت موضوعی را علم کرده اما مردمانی هوشیار، با رندی تمام حکومت و جامعه را نقد
می کنند و با ابزاری گوناگون علیه حکومت قد علم میکنند و درسی در تاریخ به یادگار
می گذارند که هیچگاه فراموش شدنی نیست چنانچه که می خوانیم حلاج برپای دار می رود
و تا آخرین لحظه بر پای عقیده خود می ایستد و هنگامی که دستش را از تنش جدا می
کنند می گوید: مرد آن است که دست صفات -که کلاه از تارک عرش در می کشد- قطع کند. و
یا وقتی که پاهایش را می برند می گوید: بدین پای سفر خاک می کردم قدمی دیگر دارم
که هم اکنون سفر هر دو عالم می کند.
و همین باعث
می شود که امروز دانشجوی آگاه و منتقد به
پا خیزد و به جرم ایجاد ناامنی و هزار جرم ناکرده و داشتن اندیشه ی روشن دستگیر
شود، تا شاید این نقاب از جلوی دیدگان مردم برداشته نشود و واقعیت ها فاش نگردد.
انجمن
اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد مشهد (دانشکده حقوق و علوم سیاسی و زبانهای خارجه)
اعتراض خود را نسبت به بازداشت دانشجویان بویژه دانشجویان دانشگاه آزاد مشهد و
تهران (محمد میزبان، سلمان سیما و مهدی خدایی…) و اعضای کمیته پیگیری بازداشت های
خودسرانه مشهد اعلام می دارد و خواهان
آزادی بیان، آزادی عقیده و…. برای برادران امروز و خود نوعی فردا بوده و پشتیبانی
و پایداری خود را اعلام کرده و خواهان آزادی
هرچه سریعتر این دانشجویان منتقد و آگاه و پایان دادن به اینگونه برخوردها
با فعالین دانشجویی هستیم.
بر دهانش
زنجیر بستند و دستهایش را به سنگ مردگان آویختند و گفتند : تو قاتلی ای خونین چشم
و خونین دست. به راستی که شب رفتنی است نه اتاق توقیف ماندنی است نه حلقه های
زنجیر نرون مرد اما روم نمرده است.